مدح و شهادت حضرت امام رضا علیهالسلام
آخـرِ مـاه صـفـر، اوّل مـاتـم شده است دیدهها پُر گُهر و سینه پُر از غم شده است آه ای ماه! که داری به رُخت گَرد ملال خون دل خوردن خورشید مُسَلَّم شده است آخر ای ماه سفرکرده که سی روزه شدی رنگ رخسار تو همرنگ محرم شده است عـرشـیان مـنـتظـر واقـعـۀ جـانـسوزند چشم قدسینفسان چشمۀ زمزم شده است شـب تـودیـع پـیـمـبـر شهدا میگـفـتـنـد آه از این صبح قیامت که مجسّم شده است تا که برچیده شد از روی زمین سایۀ وحی آسمان ابری و آشفته و درهم شده است مجتبی گلشنی از لاله به لب، کرد وداع داغ او داغ دل عـالـم و آدم شـده اسـت بـاغ لبـریـز شد از زمـزمۀ یـاس کـبود لاله، دل تنگتر از حجلۀ ماتم شده است میهمانی که خراسان شد از او باغ بهشت میـزبـان غم او عـیسی مـریم شده است از همانروز که زد سکّه به نامش در طوس شب، پی کشتن خورشید مُصمّم شده است تـا بــسـوزد دل ذُرّیـۀ زهــرای بــتـول زهر در ساغر انگور فراهم شده است راسـتـی تا بـزنـد بـوسـه بر ایوان طلا کمر چرخ به تعظیم شما خـم شده است پایتخت دل صاحب نظـران است اینجا مشهد، انگشتنمای همه عالم شده است گر چه بسیار خـطـا دیـدهای از ما، امّا سایۀ مهر تو، کی از سر ما کم شده است؟ گر چه من ذرّۀ ناقابلم ای شمس شموس باز پیوند من و عشق تو محکم شده است تا کـسی بـنـدۀ سـلطان خـراسـان نـشود غمش از دل نرود مشکلش آسان نشود |